از وبلاگ ستاره قطبي :
كاش تو هم وبلاگ داشتي...
اگه توهم وبلاگ داشتي حتمآ هر روز اونو آپ ديت مي كردي.... .
اگه توهم وبلاگ داشتي اونموقع من حتما بهت لينك ميدادم.... چون تو اولين نفري بودي كه بهم لينك دادي.... .
اگه توهم وبلاگ داشتي اونموقع من هر روز بهت سر ميزدم و هر دفعه چندين بار refresh ميكردم تا كانترت ويزيتور بيشتري رو نشون بده... .
اگه توهم وبلاگ داشتي من حتما برات كامنت ميذاشتم و توي كامنت هام حرفهاي عاشقونه ميزدم .... چيزايي مينوشتم كه دلت واسه تنهاييم بسوزه و هي بهم سر بزني... .
اگه تو هم وبلاگ داشتي بعد از يه مدت كه باهات رفيق مي شدم تو كامنت هام ازت ميپرسيدم كه:
خدايا .... چرا تمپليت دنيا رو اينهمه غمناك و سنگين گذاشتي؟...
راستي ... اگه توهم وبلاگ داشتي اسمشو چي ميذاشتي؟
Thursday, June 12, 2003
Wednesday, June 11, 2003
Monday, June 09, 2003
Friday, June 06, 2003
انسان ها در جستجوي معني راهي را آغاز مي كنند ولي بسياري در همان ابتدا، همان زمان كه هنوز از ضمير ناخود آگاه هدايت مي شوند مسير را سخت مي يابند و منصرف مي شوند عده اي به خود آگاهي نسبي مي رسند و دشواري راه به مذاقشان خوش نمي آيد. عده اي خود را فريب مي دهند كه هنوز در جستجوي معناي زندگيند. ولي مطمئنا كساني هم هستند كه معني را مي يابند.
Wednesday, June 04, 2003
Tuesday, June 03, 2003
اولين جلسه ي رسمي " مجمع وبلاگ نويسان گيلان " امروز با حضور نويسندگان وبلاگ هاي:گيل و ديلم، راوي گيلان، ماهي سياه كوچولو، آرش گيله مرد، In ، فرياد، ستاره قطبي، يك استكان روزمرگي ملايم، يلدا ، چشم عسلي, دختر شمالي , دنياي مجازي و پسرشمالي در محلّ خانه ي مطبوعات گيلان تشكيل شد.
Monday, June 02, 2003
آوا شماره 1
اگر ميخواهيد درجه غيرت و تعصب همشريانتان را بسنجيد حتما از روشی که در ذيل آمده پيروی کنيد.
البته اين فن پيش نيازهايی دارد که از حيث اهميت عبارتند از:
1- اتومبيل خود را بيمه کنيد
2- از خانواده مطمئن باشيد که عوارض جانبی در بر نداشته باشد
3- کمی دل و جرات بخرج دهيد
4- بايد خانم باشيد ، اگر نه اين روش توصيه نميشود که هيچ؛ اکيدا از اين کار منعتان مينمايم
و اما بعد از مواد لازم ميرسيم به طرز کار:
1- درست جايی که تابلوی پارک ممنوع نصب شده پارک نماييد
2- پس از اینکه مسافرتان را پياده نموديد و 5 دقيقه منتظر برگشتن ايشان شديد و حوصله تان نيز به شدت سر رفت، نوبت به مرحله بعد ميرسد
3- اتومبيل را روشن کنيد
4- به هيچ کدام از آينه ها نگاه نکنيد
5- فقط دنده را جا انداخته تا جايی که ميتوانيد پدال گاز را فشار دهيد و پای چپ را از روی پدال کلاچ برداريد
6- اين مرحله مهمترين است، پس اتکای به نفس خود را حفظ کرده و آماده اتفاق باشيد.
یک لحظه، يک صدا و يک تکان؛ اتومبيل پشتی با اتومبيل شما تصادف کرده ، سپر اتومبيلتان را کنده و ...
مقصر شماييد. اما، اما ...
تمام اهل بازار به سمت صحنه تصادف می آيند.
شما بسيار متوقعانه و با کمال پر رويی از اتومبيل پياده شده ، سمت راننده خاطی! رفته و بگوييد : آقا اين چه طرز رانندگيه؟
اهل بازار شما را ميشناسند. همه از پير و جوان به سمتتان می آيند و ميگويند:
- دخترم نترس، چيزی نشده...
- آبجی اتفاقی نیفتاده...
- ما هستيم
و...
اما آنان خبر ندارند که شما بيدی نيستيد که از اين بادها بلرزيد!
آنان ميپندارند که نکند شما بگوييد مقصريد و خودتان را لو دهيد. از اين جهت يکی يکی می آيند و در گوشتان ميگويند : بگو در حال حرکت بودم.
و شما باز هم متوقعانه بگوييد : خوب در حال حرکت بودم ديگه!
آنقدر اهالی مهربان شهرتان طرف شما را ميگيرند که راننده خاطی! باورش ميشود که خاطی است.
شما سراغ پليس را بگيريد. بگوييد: با پليس يه تماسی بگيريد. و در عين حالی که آنها از شما ميخواهند تا صبر کنيد که پدرتان بيايند؛ بگوييد: راستی يه تلفن بديد که به بابام خبر بدم.
و موبايلهايی که به سمتتان تعارف ميشود و همه را رد کنيد و به نزديکترين مغازه موجود رفته و با پدر بزرگوارتان تماس حاصل فرماييد.
- سلام بابا
- زدی؟
- نه، زدن
- دارم ميام
و اينکه پدرتان از کجا ميدانند که شما تصادف کرده ايد مشخص است، يکی از همين شاهدان عينی بوده اند. البته بعدا خود شخص خبری می آيد و به عمل خود اعتراف می نمايد.
خوب اين بود فن غيرت سنج همشهريان (هم ولايتی ها) که به صورت اتفاقی روز جمعه آن را کشف نمودم و بد نديدم که کشف خود را در اختيار سايرين قرار دهم تا از آن استفاده لازم و کافی یه عمل آورند.
لازم بذکر است که بنده در حال حاضر در صحت و سلامت کامل به سر برده و منتظر گرفتن خسارت بيمه شخص خاطی هستم.
تا بعد