هواي خانه چه دلگير مي شود گاهي
از اين زمانه دلم سير مي شود گاهي
عقاب تيزپَرِِ دشتهاي استغنا
اسيرِ پنجه’ تقدير مي شود گاهي
صداي زمزمه’ عاشقان آزادي
فغان و ناله’ شبگير مي شود گاهي
نگاه مردم بيگانه دردل غربت
به چشم خسته’ من، تير مي شود گاهي
مبر ز موي سپيدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه اي پير مي شود گاهي
Friday, March 14, 2003
كار ما نيست شناسايي "راز" گل سرخ
كار ما شايد اين است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم
پشت دانايي اردو بزنيم
دست در جذبه' يك برگ بشوييم و سر خوان برويم
صبح ها وقتي خورشيد، در مي آيد متولد بشويم
هيجان ها را پرواز دهيم
روي ادراك فضا، رنگ، صدا، پنجره گل نم بزنيم
آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي "هستي"
ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم
بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم
نام را باز ستانيم از ابر
از چنار، از پشه، از تابستان
روي پاي باران به بلندي محبت برويم
در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم
كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم
ilm
كار ما شايد اين است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم
پشت دانايي اردو بزنيم
دست در جذبه' يك برگ بشوييم و سر خوان برويم
صبح ها وقتي خورشيد، در مي آيد متولد بشويم
هيجان ها را پرواز دهيم
روي ادراك فضا، رنگ، صدا، پنجره گل نم بزنيم
آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي "هستي"
ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم
بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم
نام را باز ستانيم از ابر
از چنار، از پشه، از تابستان
روي پاي باران به بلندي محبت برويم
در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم
كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم
ilm
Thursday, March 13, 2003
Thursday, March 06, 2003
آتشي ز كاروان جدا مانده
اين نشان ز كاروان به جا مانده
يك جهان شرار تنها
مانده در ميان صحرا
به درد خود سوزد
به سوز خود سازد
سوزد از جفاي دوران
فتنه و بلاي طوفان
فناي او خواهد
به سوي او تازد
من هم اي ياران، تنها ماندم
آتشي بودم بر جا ماندم
با اين گرميِ جان
در ره مانده حيران
اين غم خود به كجا ببرم؟
با اين جانِ لرزان
با اين پاي لغزان
ره به كجا ز بلا ببرم ؟
مي سوزم گرچه
با بي پروايي
مي لرزم بر خود
از اين تنهايي
من هم اي ياران، تنها ماندم
آتشي بودم بر جا ماندم
اين نشان ز كاروان به جا مانده
يك جهان شرار تنها
مانده در ميان صحرا
به درد خود سوزد
به سوز خود سازد
سوزد از جفاي دوران
فتنه و بلاي طوفان
فناي او خواهد
به سوي او تازد
من هم اي ياران، تنها ماندم
آتشي بودم بر جا ماندم
با اين گرميِ جان
در ره مانده حيران
اين غم خود به كجا ببرم؟
با اين جانِ لرزان
با اين پاي لغزان
ره به كجا ز بلا ببرم ؟
مي سوزم گرچه
با بي پروايي
مي لرزم بر خود
از اين تنهايي
من هم اي ياران، تنها ماندم
آتشي بودم بر جا ماندم
Thursday, February 27, 2003
Wednesday, February 26, 2003
Sunday, February 23, 2003
آگهي انتخاباتي
مخصوص اهالي رشتسيتي ................. (محرمانه- غير از رشتيها كسي نخونه
)
يه نگاه به پوسترها بندازين مطمئن باشين ضرر نمي كنين واسه انبساط خاطر خوبه
بهترين جا هم ميدون شهرداري
نفر اول دوره قبل باز هم با كلاه شاپوي معروفش با استمداد از لوطيا و داش مشتيا معتقده واسشون افت داره راي نيارن
يكي گيتار گرفته دستش
يكي هست سيبيل داره عين خود استالين، كومونيستاي محترم هم به اون راي ميدن
چند تا از خانمها با عكساي رنگوارنگ اومدن بگن ما هم هستيما
يكي هست يه قيافه درست كرده همچين كارش پيش ميره اگه بره شورا. كلَه رو تيغ زده، چپ چپ داره نگاه مي كنه اون پايين هم يه چيزي تو اين مايه ها نوشته كه اومدم خوووووووووون ستمگر رو بريزم
يكي با علي پروين عكس گرفته
هنرمند ارزشمند، جناب مش رجب سوپر استار سينما تئاتر و تلويزيون معتقده همين كلمه مش رجب واسه اداره شهر بسَشه. پس هنر دوستها هم رايشون معلوم شد
آقايون كراواتي هم هستنا، واسه تنوع شايد راي هم بيارن
چند تا از زوجهاي جوان بعد از ازدواج پولاشونو جمع كردن عكسهاي دو نفري گرفتن كه هم بزنن به در و ديوار هم بدن به فاميلا براي يادگاري.
يكي قهرمان بوكسه، هر كي مي خواد شوراي شهر رشت قوي باشه بهش راي بده.
حيف كه وقت ندارم بايد برم سربازي وگرنه همچين خودم راي مياوردم كه بشه حماسه 9 اسفند جاي دوم خرداد
اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِا يادم رفت اين آگهي تبليقاتي بود
آگه خواستين راي بدين ((( دكتر فاضلي ))) نامبر وانِ
مخصوص اهالي رشتسيتي ................. (محرمانه- غير از رشتيها كسي نخونه
يه نگاه به پوسترها بندازين مطمئن باشين ضرر نمي كنين واسه انبساط خاطر خوبه
نفر اول دوره قبل باز هم با كلاه شاپوي معروفش با استمداد از لوطيا و داش مشتيا معتقده واسشون افت داره راي نيارن
يكي گيتار گرفته دستش
يكي هست سيبيل داره عين خود استالين، كومونيستاي محترم هم به اون راي ميدن
چند تا از خانمها با عكساي رنگوارنگ اومدن بگن ما هم هستيما
يكي هست يه قيافه درست كرده همچين كارش پيش ميره اگه بره شورا. كلَه رو تيغ زده، چپ چپ داره نگاه مي كنه اون پايين هم يه چيزي تو اين مايه ها نوشته كه اومدم خوووووووووون ستمگر رو بريزم
يكي با علي پروين عكس گرفته
هنرمند ارزشمند، جناب مش رجب سوپر استار سينما تئاتر و تلويزيون معتقده همين كلمه مش رجب واسه اداره شهر بسَشه. پس هنر دوستها هم رايشون معلوم شد
آقايون كراواتي هم هستنا، واسه تنوع شايد راي هم بيارن
چند تا از زوجهاي جوان بعد از ازدواج پولاشونو جمع كردن عكسهاي دو نفري گرفتن كه هم بزنن به در و ديوار هم بدن به فاميلا براي يادگاري.
يكي قهرمان بوكسه، هر كي مي خواد شوراي شهر رشت قوي باشه بهش راي بده.
حيف كه وقت ندارم بايد برم سربازي وگرنه همچين خودم راي مياوردم كه بشه حماسه 9 اسفند جاي دوم خرداد
اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِا يادم رفت اين آگهي تبليقاتي بود
آگه خواستين راي بدين ((( دكتر فاضلي ))) نامبر وانِ